یک افسانه زنده میماند: چالش قانونی برای میراثگرانی
الویس پریسلی، افسانه راکاندرول، حتی ۴۹ سال پس از مرگ نیز در مرکز یک دادگاه حقوقی سنگین قرار گرفته است. این بار، موضوع دعوا نه موسیقی، بلکه استفاده از ویژگیهای فیزیکی و صدا (لیکِنس) او در آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی است. این وضعیت نشان میدهد که مرگ، پایان مالکیت معنوی نیست، بلکه آغاز رویارویی میراث فرهنگی با فناوریهای نوظهور است.
هوش مصنوعی و مرزهای محو مالکیت معنوی
ظهور مدلهای زبانی و مولد تصویری پیشرفته، ابزاری قدرتمند خلق کرده که میتواند با استفاده از دادههای آموزشی، شبیهسازیهای بسیار دقیق از افراد مشاهیر را تولید کند. اگرچه استفاده از نام و نشان برای اهداف تجاری محدودیتهای مشخصی دارد، اما حوزه «لیکِنس» (Likeness) یا شباهت ظاهری و صوتی، همچنان در خاکستریهای قانونی به سر میبَرَد. هوای نگرانی از آن است که برخی شرکتها بتوانند بدون اجازه و پرداخت حقالمعاشه، از جذابیت برند یک شخصیت تاریخی بهرهبرداری کنند.
آینده مقرراتگذاری در عصر هوش مصنوعی
- لزوم شفافسازی قوانین مربوط به دادههای پرفرد ادبی (PBD) در سامانههای یادگیری ماشین.
- نیاز به ایجاد механизمهای ثبت رسمی برای محافظت از چهره و صدای فرزندان و نوههای مشاهیر مرحوم.
- تأکید بر مسئولیت اخلاقی شرکتهای فناوری در استفاده مسئولانه از دادههای انسانی.
این پرونده میتواند منشأ قرارگاه مهمی برای قضات و سیاستگذاران در مورد تعریف دقیقتر مالکیت معنوی در عصر الگوریتمی بشود. اگر نتیجه این دادگاه به نفع خانواده پریسلی باشد، پیشرویای برای دفاع از حقوق چهره در تمامی ژانرها از هنر تا تبلیغات بازاریابی ایجاد خواهد شد.
پرسشهای پرتکرار
آیا استفاده از چهره افراد مرحوم در هوش مصنوعی غیرقانونی است؟
بستگی به قوانین هر کشور دارد، اما در بسیاری از موارد، استفاده تجاری بدون اجازه از چهره (لیکِنس) میتواند غیرقانونی باشد، حتی پس از مرگ شخص.
فروشگاهها چگونه میتوانند از هوش مصنوعی محافظت کنند؟
با ایجاد مجوزهای اختصاصی و قراردادهای حقوقی واضح با ورثه یا هیئتهای جانشین، و همچنین پیگیری حقوقی بر روی اپلیکیشنهای مشابهساز غیرمجاز.