در حالی که شرکتهای بزرگ فناوری سرمایهگذاریهای کلانی بر روی توسعه مدلهای زبانی بزرگ انجام میدهند، بحثهای قانونی و مالیاتی جدید میتوانند طعمهای بر مسیر رشد این صنعت قرار دهند. تحلیلی تازه از پایه مالیاتی (Tax Foundation) نشان میدهد که اگر دولتها مالیاتی مستقیم یا غیرمستقیم بر «توکنها» یا منابع محاسباتی مصرفی هوش مصنوعی وضع کنند، عواقب وخیمی خواهد داشت.
مفهوم مالیات روی توکن چیست؟
برخلاف مالیاتهای سنتی که بر درآمد یا سود اعمال میشوند، «مالیات روی توکن» به یک طرح فرضی اشاره دارد که در آن هزینه هر واحد از پردازش داده یا استدلال هوش مصنوعی (که معمولاً با اصطلاح تکنیکال.Token شناخته میشود) میتواند با کسری از یک واحد پولی به صورت مالیاتی در نظر گرفته شود. این رویکرد میتواند شامل مالیات بر جریان دادههای ابری، مصرف انرژی دیتاسنترها یا حتی لایسنسهای نرمافزاری شود. منظور از این اصطلاح، ایجاد یک بار مالی تورمی است که مستقیماً بر هستهٔ عملیاتی مدلهای هوشمند هدف میگیرد.
اثرات مخرب بر نوآوری و هزینهها
تحلیلگران موسسه Tax Foundation معتقدند که چنین مالیاتی، هزینههای ثابت پیادهسازی هوش مصنوعی را به شدت افزایش میدهد. این افزایش هزینه بر دو لایه تأثیر میگذارد:
- افزایش قیمت خدمات: شرکتهایی که APIهای هوش مصنوعی ارائه میدهند، ناگزیر خواهند بود هزینه اضافی مالیات را به مشتریان نهایی تحمیل کنند.
- کاهش سرعت تحقیق و توسعه: استارتاپها و محققان جوان که منابع محدودتری دارند، نمیتوانند استهلاک بالای محاسباتی ناشی از مالیات را از خود قاصرو کنند. این امر باعث میشود تمرکز از نوآوری به سمت بهینهسازی صرفه اقتصادی و کاهش دقت مدلها جابهجا شود.
- جابجایی سرمایه از بازارهای مالیاتی: سرمایهگذاران ممکن است خدمات هوش مصنوعی را به کشورهای با روکارد مالیاتی ملایمتر فوکه کنند، که این امر بهرهبرداری از بافت مالیاتی (Tax Arbitrage) را تشدید خواهد کرد.
لحنهای نادرست در سیاستگذاری
ویژگی ذاتی هوش مصنوعی، تکمیلی و تملیکی است. برخلاف کالاهای فیزیکی، تولید مجدد یک توکن پردازشی هزینهای دارد که باید پیشرفتهای تولید ناخالص داخلی را پوشش دهد. وضع مالیات بر خودِ فرآیند محاسباتی، تفاوت میکند با مالیات بر درآمد حاصل از فروش آن خدمت. این نوع مالیاتگذاری، مانع ورود به بازار (Entry Barrier) به شدت بالاتر میرود و نگرانیهایی را درباره سرعت عبور از انحصارهایی که توسط بازیکنان بزرگ موجود ایجاد شدهاند، دامن میزند. نتیجهگیری این تحلیل این است که برای حفظ آیندهسازان هوش مصنوعی، سیاستگذاران باید از وضع مالیاتهای مستقیم بر زیرساختهای فنی و محاسباتی خودداری کنند و به جای آن، به تمرکز بر مالیاتهای متعارف بر درآمد دست بزنند. این رویکرد میتواند از مرگ نوظهور نوآوریها جلوگیری کند و زمینه توسعه پایدار این فناوری را فراهم آورد. در نهایت، همگرایی هوش مصنوعی با اقتصادها نیازمند چارچوبهایی است که رشد را تشویق کنند، نه آنکه از طریق رویکردهای تقاضامندانه مالیاتی، رشد را خاموش کنند.
پرسشهای پرتکرار
مالیات بر توکن چه عواقبی بر استارتاپها دارد؟
افزایش شدید هزینه کارگزاران و محاسباتی، مانع رشد و ورود به بازار برای کسبوکارهای کوچک خواهد شد و برایشان سرمایهگذاری را سختتر میکند.
آیا روشهای جایگزینی برای درآمدزایی دولت از هوش مصنوعی وجود دارد؟
بله، مالیات بر درآمد کسبشده از خدمات هوش مصنوعی، به جای مالیات مستقیم بر زیرساختها، رویکردی پایدارتر و کمهزینهتر برای کشورها محسوب میشود.