شاخص نزدک در ماههای گذشته زیر سایه یک پرسش بزرگ قرار گرفته است: آیا روند صعودی سهام فناوری که موتور محرک آن هوش مصنوعی بود به پایان رسیده، یا بازار تنها یک اصلاح قیمتی موقت را پشت سر میگذارد؟ گزارش تازه «اکونومیک تایمز» همین پرسش را در کانون توجه قرار داده و از سرمایهگذاران میپرسد آیا بدترین روزها برای سهام فناوریِ متکی به هوش مصنوعی سپری شده است.
این پرسش بیدلیل مطرح نمیشود. طی ماههای اخیر، بخش بزرگی از ارزش بازار نزدک بر دوش شمار محدودی از شرکتهای بزرگ فناوری افتاده است؛ همان شرکتهایی که سرمایهگذاریهای سنگین خود در پردازشگر، مرکز داده و مدلهای زبانی را عامل رشد آینده معرفی میکنند. هرگونه تردید در بازار درباره بازده این سرمایهگذاریها، بهسرعت در قیمت سهام بازتاب پیدا میکند و نوسان شاخص را تشدید میسازد.
چرا سهام هوش مصنوعی زیر فشار قرار گرفت؟
فشار بر سهام فناوری چند ریشه همزمان دارد. نخست، انتظارات بسیار بالایی که طی دو سال گذشته در قیمتها قیمتگذاری شده بود؛ وقتی بازار رشد آینده را پیش از موعد در قیمت لحاظ میکند، کوچکترین نشانه کندی در رشد درآمدها به اصلاح قیمت منجر میشود. دوم، محیط نرخ بهره که همچنان بر ارزشگذاری شرکتهای رشد محور اثر میگذارد؛ چون بخش بزرگی از ارزش این شرکتها به سودهای دورتر وابسته است.
سومین عامل، پرسش درباره بازده سرمایهگذاریهای کلان در زیرساخت هوش مصنوعی است. سرمایهگذاران میخواهند بدانند این هزینههای سنگین چه زمانی به درآمد پایدار و حاشیه سود قابل قبول تبدیل میشود. تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، بازار میان خوشبینی و احتیاط نوسان میکند.
نشانههایی که سرمایهگذاران را امیدوار کرده است
در سوی دیگر ترازو، چند عامل از این ایده حمایت میکند که بدترین مرحله فروش پشت سر گذاشته شده است. تقاضای واقعی برای خدمات هوش مصنوعی در بخشهای سازمانی، ابری و نیمههادی همچنان رو به رشد است و بسیاری از تحلیلگران آن را نشانهای از استحکام بنیادی این بخش میدانند.
- تداوم رشد درآمد شرکتهای ابری و تراشهساز که ستون اصلی زنجیره ارزش هوش مصنوعی هستند.
- کاهش نسبی هیجان سفتهبازانه و بازگشت تدریجی بازار به معیارهای بنیادی مانند سود و جریان نقدی.
- ذخایر نقدی بالا و توان بازخرید سهام در غولهای فناوری که در دورههای افت، نقش سپر حمایتی ایفا میکند.
- گسترش کاربرد هوش مصنوعی از حوزه آزمایشی به فرایندهای عملیاتی و درآمدزا در صنایع مختلف.
ریسکهایی که هنوز روی میز است
با این حال، اعلام پایان دوران دشوار زودهنگام خواهد بود. تمرکز شدید شاخص نزدک در دست چند سهم بزرگ، همچنان آسیبپذیری بازار را بالا نگه میدارد و هر خبر ناامیدکننده درباره یک شرکت پیشرو میتواند کل شاخص را تحت تأثیر قرار دهد. افزون بر این، مقرراتگذاری در حوزه هوش مصنوعی، محدودیت عرضه تراشههای پیشرفته و رقابت فزاینده میان بازیگران جهانی، متغیرهایی هستند که پیشبینی سودآوری را دشوار میکنند.
همچنین باید به تفاوت میان شرکتهایی توجه کرد که هوش مصنوعی را به درآمد واقعی تبدیل کردهاند و آنهایی که تنها از موج خبری آن بهره بردهاند. در یک بازار بالغ، این شکاف کیفیت بیش از پیش آشکار میشود و سرمایهگذاران را به سمت گزینش دقیقتر سوق میدهد.
سرمایهگذار در این وضعیت چه باید بکند؟
بهجای پرسش «آیا بدترین روزها گذشته است؟» شاید پرسش کاربردیتر این باشد که «کدام شرکتها از این چرخه سود پایدار میبرند؟» تجربه دورههای گذشته نشان میدهد بازارهای صعودی فناوری پس از هر اصلاح، با ترکیب بازیگران متفاوتی بازگشتهاند؛ ترکیبی که در آن معیار اصلی، توان اجرای واقعی و درآمدزایی است، نه هیجان روایتها.
جمعبندی
چشمانداز نزدک را نمیتوان با یک پاسخ قطعی توصیف کرد. نشانهها حاکی از آن است که شدیدترین مرحله فشار فروش احتمالاً پشت سر گذاشته شده، اما بازگشت به روند صعودی یکدست، به تأیید رشد درآمدها و کاهش ابهامهای مقرراتی وابسته است. آنچه روشن است این است که هوش مصنوعی همچنان محور اصلی داستان بازار سهام آمریکا باقی میماند و مسیر پیشروی آن، بیش از هر چیز به کیفیت اجرا و سودآوری واقعی شرکتها بستگی دارد.
پرسشهای پرتکرار
آیا بدترین روزهای سهام فناوری هوش مصنوعی در نزدک گذشته است؟
هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد؛ نشانههایی مانند تداوم تقاضای سازمانی و رشد درآمد شرکتهای ابری و تراشهساز از کاهش فشار فروش حکایت میکند، اما تمرکز بالای شاخص در چند سهم بزرگ و ابهام در بازده سرمایهگذاریهای زیرساختی، ریسک اصلاح دوباره را رد نمیکند.
مهمترین عواملی که چشمانداز نزدک را تعیین میکند چیست؟
چهار عامل کلیدی عبارتاند از سرعت رشد درآمد غولهای فناوری، مسیر نرخ بهره و اثر آن بر ارزشگذاری شرکتهای رشدمحور، میزان بازده واقعی سرمایهگذاری در مراکز داده و تراشه، و تحولات مقرراتی در حوزه هوش مصنوعی.